به مطالعه حکام دسته اول افغانستان!

به مطالعه حکام دسته اول افغانستان!



تتبع و نګارش:
امین الدین و صلاح الدین سعیدی
 
مسجد ضرار!
 
ضرار: یعنی‌: به‌ قصد ضرر رساندن‌ به‌ مؤمنان‌ و آزارافگنی‌ در میانشان‌.
 
تعدُد  و ازدیاد مساجد و خاصتاً مساجد جامع دريك قريه و در يك محله  که حُکام  افغان به آن مباهات دارند، یک کارها و حالت  غیر اسلامی ، سند جاهل بودن از احکام اسلام  و عوامفریبي بیش نیست!
 
مواخذه درین بخش و درین مورد عمدتاً متوجه حُکام  افغان بی خبر از دین نبوده، مقصرین  اصلی درین عرصه کارشناسان کار نه شناس و یا هم جبون اند!
 
فلسفه، هدف و رسالت مسجد و آن هم مسجد جامع در دین مبین اسلام  و پیروی از احکام اسلام به صورت درست آن سبب نجات، صلاح و فلاح دارین افراد و جامعه است!
يكی ازین  افراط و تفریط ھای که  خاصتاً حُکام   ضعیف کشور های اسلامی به آن به صورت مضر  برخورد و عمل میکنند و یا اصلاً  عمل نمی کنند و یا هم از حُکم  دین در مورد خبر ندارند همین مسألهء مسجد ضرار است. مسجد یکه وحدت و اتفاق مسلمانان را شدیداً متضرر میسازد،  حالت است که  باید اصلاح شود و در اعمار مساجد جدید مانند فتوی شرعي  و قانون
رهنمود کاری قرار ګیرد. عمل ترس و لرس درین عرصه مجاز و اسلامی نیست.
 
در  دین مقدس اسلام تخریب مسجد ضرار که اساساً برای ایجاد فتنه وتفرقه بین وحدت مسلمانان ایجاد گردیده بود در سال نهم هجرت به وقوع پیوسته است. این داستان از جمله داستان های است که مسلمانان باید از آن درس وعبرت لازم را بدست ارند.
 
خواننده محترم!
در سال نهم هجری، یک تعداد از منافقان که به ظاهر خود را مسلمان در بین جامعه جدید التأسیس  اسلام قلم داد می نمودند ، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند وعرض داشتند که میخواهند در جنب اولین مسجد مسلمانان درقبا ، مسجد دیگری را در هیمن منطقه، در میان  قبیله بنی سالم بناء  نمایند.
استدلال را که منافقین در بنای این مسجد بحضور رسول الله صلی الله علیه وسلم مطرح نمودند، این بود که: ما میخواهم مسجدی را در این منطقه اعمار نمایم که آنعده از مسلمانانیکه مریض وسالمندان هستند و توان جسمی رفتن به مسجد قبا را ندارند در این مسجد به  نماز خواهند شد.
درحالیکه مسلمانان بعد از وصول رسول الله صلی الله علیه وسلم در این منطقه مسجد را اعمار نموده بودند که شخص رسول الله درآن سهم داشت.
این مسجد قریهء  بنام  قبا که در دو کیلو متری جنوب یثرب ( مدینه ) ، در سمت چپ راه مکه واقع است، در سال اول هجرت توسط پیامبر صلی الله علیه وسلم  ساخته شد.
در اعمار این مسجد مسلمانان مهاجر وبخصوص مسلمانان از قبیله بن عمروبن عوف سهم بارز داشتند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از استماع خواهش تأسیس  مسجد جدید چون عازم جنگ تبوک بود به انها اجاز اعمار را اعطا نمود وخواهش نمودند که اولین نماز را مثلیکه در مسجد قبا برپا نمودند در این مسجد نیز برپا دارید.
پیامبراسلام در جواب شان فرمود :«من عازم سفرم، هنگامی‌که بازگشتم، به خواست خدا چنین خواهم کرد»
پس از بازگشت پیامبر اسلام از جنگ تبوک، مردمان  این منطقه بار دیگر  نزد رسول الله  امده و تقاضای خود را مبنی بر اقامه‌ی نماز در این مسجد تکرار کردند. هنوز پیامبر وارد دروازه‌های مدینه نشده بود که فرشته‌ی وحی نازل گشت و آیات 107 تا 110 سوره‌ی توبه را بر پیامبر نازل کرد و پرده از اسرار فتنه آنها برداشت.
قرآن عظیم الشان در این مورد می فرماید :«والذین التخذوا مسجداً ضِراراً و کفراً و تفریقاً بینَ المؤمنین و اِرصاداً لِمَن حارَبَ اللهَ و رسولَهُ مِن قبل و لَتَحْلفُنَّ إن ارَدْنا إلا الحسنی و الله یشهدُ إنَّهم لَکاذبون»
( کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان (به مسلمانان) و تقویت کفر و تفرقه میان مؤمنان و کمین‌گاه برای کسی که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بود، آن‌ها سوگند یاد می‌کنند که نظری جز نیکی و خدمت نداشته‌ایم اما خداوند گواهی می‌دهد که آن‌ها دروغگو هستند.)
«لا تَقُمْ فیه ابداً»( هرگز در آن قیام (و عبادت) مکن...) «لا یَزالُ بنیانُهُمُ الذی بَنَوْا ریبه فی قلوبهم إلا أن تقطَّع قُلُوبُهُم واللهُ علیم حکیم » ( این بنایی را که آن‌ها کردند، همواره به‌صورت یک وسیله‌ی شک و تردید در دل‌های آن‌ها باقی می‌ماند؛ مگر این‌که دل‌هایشان پاره‌پاره شود (و بمیرند، و گرنه از دل آن‌ها بیرون نمی‌رود). و خداوند دانا و حکیم است.)
به دنبال این وحی آسمانی، پیامبر دستور دادند که مسلمانان مسجد ضرار را آتش بزنند و بقایای آن را نیز ویران کنند. در مجمع‌البیان آمده که رسول الله عاصم بن عوف عجلانی و مالک بن دخشم را که از قبیله‌ی بنی عمرو بن عوف بود، فرستاد و به ایشان فرمود: به این مسجد که مردمی ظالم آن را ساخته‌اند بروید و خرابش نموده آن را آتش بزنید. در روایت دیگری آمده که پیامبر، عمار یاسر و یکی دیگر از یاران خویش را فرستاد و آن دو آن مسجد را آتش زدند. سپس دستور داد تا جای آن را خاکروبه‌ ومحل کثافت برای اهالی محل تعیین فرماید ، زیرا اساسا مسجد ضرار بر اساس نفاق و اختلاف بنا شده بود نه بر اساس تقوا و ایمان؛ کسانی که مسجد ضرار را بنا کردند گروهی از منافقین بودند که خواستند با ساختن آن مسجد از آمدن به میان مسلمین و جماعت نمازگزاران در مسجد النبی تخلف ورزند، و میان صفوف مسلمین تفرقه راه بیاندازند. برای همین الله متعال آنها را رسوا نمود و پیامبرش را مأمور تخریب آن مسجد کرد.
علامه عبدالرحمن سعدی در تفسیر 107 سوره توبه می نویسد: « مردمانی از منافقان قبا مسجدی در کنار مسجد قبا ساختند و منظورشان از ساختن آن زیان وارد کردن به مومنان و اختلاف انداختن میان آنان بود، و آنرا پناهگاه و سنگری برای کسانی قرار دادند که امیدوار بودند روزی با پیامبر خدا خواهند جنگید. منظورشان این بودکه اگر نیازی به پناهگاری داشتند از این مسجد استفاده کنند. پس خداوند رسوایشان ساخت و راز آنها را آشکار کرد».
این‌ گروه‌ که مسجدی برای خود ساختن منافقانی‌ بودند که‌ به‌ رهبری‌ شخصی‌ به‌نام‌ ابوعامر راهب‌، در جوار مسجد قبا آنرا‌ بنا کردند که‌ به‌نام‌ «مسجد ضرار» لقب‌ گرفت‌.
 
در شان نزول آیات 107 – 110  سوره توبه آمده است :« ابوعامر راهب‌، مردی‌ از اشراف‌ طایفه‌ خزرج ‌بود که‌ در جاهلیت‌ نصرانی‌ شده‌ بود و هجرت‌ پیامبر صلی الله علیه وسلم به‌ مدینه‌ و ظهور اسلام‌، رؤیاهای‌ شیرین‌ او را در ریاست‌ و رهبری‌ قومش‌ پریشان‌ ساخته‌ بود پس‌ به‌ جبهه‌ نفاق‌ پیوست‌ و گروهی‌ تشکیل‌ داد و به‌ آن‌ گروه‌ منافق‌ گفت‌: مسجدتان‌ را بسازید و آنچه‌ می‌توانید از نیرو و سلاح‌ آماده‌ کنید زیرا من‌ آهنگ‌ قیصر ـ شاه‌ روم‌ ـ را دارم‌ و از روم‌ چنان‌ لشکر عظیمی‌ را خواهم‌ آورد که‌ محمد و یارانش‌ را با آن‌ از مدینه‌ بیرون‌ کنم‌. و چون‌ از بنای‌ مسجد خود فارغ‌ شدند، برای‌ رسمیت ‌دادن‌ به‌آن‌، نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدند و گفتند: یا رسول‌الله! ما مسجدی‌ را برای‌ معلولان‌ و نیازمندان‌ و برای‌ شبهای‌ سرد و بارانی‌ بنا نهاده‌ایم‌ و دوست‌ داریم‌ که‌ شما تشریف ‌بیاورید و به‌ ما در آن‌ نماز اقامه‌ کنید! ایشان فرمودند: من‌ اکنون‌ عازم ‌سفر هستم‌ و اگر ان‌شاءالله از سفر بازگشتیم‌، به‌ میان‌ شما خواهیم‌ آمد و در آن‌ مسجد برای‌ شما نماز خواهیم‌ گزارد. همان‌ بود که‌ وحی‌ نازل‌ شد و پیامبر صلی الله علیه وسلم را از راز توطئه‌ و نیرنگشان‌ آگاه‌ کرد. پس‌ چون‌ از سفر بازگشتند، دو تن‌ از اصحاب‌ را فراخوانده‌ به‌ ایشان‌ فرمودند: به‌سوی‌ این‌ مسجدی‌ که‌ اهل‌ آن ‌ستمگرند، بروید و آن‌ را ویران‌ کنید و آتش‌ بزنید. آن‌ دو، شتابان‌ به‌ آن‌ مسجد رفتند و در حالی‌که‌ منافقان‌ طراح‌ آن‌ توطئه‌ در میان‌ آن‌ بودند، مسجد را آتش‌ زدند و ویران‌ کردند و سپس‌ از آنجا رفتند». "بنقل از انوار القرآن".
و ما علینا الا البلاغ المبین
tags

ستاسې تبصرې

*


Top