شهامت استعفاء ! پيام به حُکام باعزت!

image_demo_30



حاکم، مأمور و متولی امور دولت با عزت و بلاخره شخص سازنده در سمت دولتی کسی است که فهم مسلکی، تقوی سیاسی، کار لازم در وقت فرصت داشته و با فهم و درایت مسلط بر کار خود بوده و حتی با مراعات تمام تعهدات ممکن بیرونی و جانبی خویش وقتیکه منافع و مصالح کشور و مردم افغانستان مطرح شود و این منافع در تقابل دیګران و تعهدات جانبی این شخص قرار بګیرد، منافع و مصالح کشور، مردم خود و امر صلح خیر را اولویت دهد. 
انتقاد را برای انتقاد نه، بلکی برای اصلاح و صلح خیر و منافع ملی کشور و مردم این کشور مطرح کند.
صلح خیریکه سبب شود در نهایت امر ملت افغان و این ملت مسلمان به سرنوشت خود مسلط ګردیده و سخن تعین کننده به این ملت تعلق بګیرد.
این صلح خیر نیست و در نهایت امر نه تنها که به صلح و استقرار انجامیده نمی تواند بلکه منجر به خیانت ملی نیز میشود که:
با سیم خار دار و خندق در حوالی خط فرضی و تحمیلی به نام دیورند سکوت و یا به رسمیت شناسي پوسته های دشمن را در آن مناطق بنام سرحد بنامیم و یا قبول شوند. خط ديورند مجهول است، فرضی و تحمیلی و غیر قانونی است و در قرن حاضر مردمان جهان نزدیک میشوند، فاصله ها را ازبین میبرند تا دوری و جدایی. کشورهای جهان وصل و ایالات متحد اروپا ساختن میخواهند، تا جدایی و ایجاد سرحدات جدید که هدف ظاهری به نام امنیت را نیز تامین نمی کند.
ګفتن و تأکید اینکه: ما سیم خاردار کشیدن بین افغانستان و پاکستان را پشنیبانی نمې کنیم همه و همه حد اقل جبونی و در نهایت امر خیانت ملی است.
برماست تا با موضع رسای ملی و حد اقل با عدم عبور از خطوط سرخ بخاطر عملکرد درست و کسب پشتيبانی ملت خود کار کنیم. عبور و تخطی و کار برای به رسمیت شناسي خط دیورند آن خط سرخ است که ګذشت آن جز خیانت ملی تعبیر دیګر ندارد. قرار ګرفتن در ین موضع ملی دفاع از تمامیت ارضی و اعتراض علیه جبر تاریخی فرصت و وقت است که ملت حاکمیت را از خود میداند و به دفاع از حاکمیت مدافع شرف خود قدعلم میکند.
و اما پيام مشخصتر و مطالبهء اولی ما از حکام و افراد با عزت و با شخصیت در حاکمیت و سایر حکام و به اصطلاح رهبران داخل و یا خارج از سیاست افغانی چیست؟
۱_ الف: همه باید معترف باشند و به صورت دوامدار اعلام ، تعهد و قبول کنند که حاکمیت قانون را محترم شمرده و هر کس تخلف کرد باید به پنجهء دیکتاتور قانون سپرده شده و عدالت تأمین شود.‌‌‌‌‌‌
۱ - ب: اعلام، تعھد و ابلاغ بدارند که ما دیدګاه ها و نظریات بهتر را در مورد دولتداری، قوانین و نظام اګر داریم حق ماست اما این تغیرات را صرف و صرف در چوکات قوانین و نظام سازی مطرح و خواهان تحقق انیم و نظام براندازی را مردود میشماریم. هیچ عمل انقلابی را در راستا نمی پذیریم.
۱- ت: در تحکیم و نهادینه کردن حاکمیت و ساختار های قانونی که فعلاً شکلی هم اند، قبول داشته و برای با محتوایی شدن آن مشترکاً کار میکنیم.
دوم: در کار و وظیفهء ګماشته شده و انتخاب شده برعلاوهء انتقاد به راههای حل متمرکز شده و انتقاد را برای انتقاد مطرح نه کرده، بلکې انتقاد را برای اصلاح مطرح میکنیم و به صورت مشخص طرح ما چنین است:....
سوم: از تمام این طرح ها، پيشنهادات و راههای به موقع زمامداران امور را مطلع ساخته و اګر مانع قانونی نباشد از طریق میدیا با وارد کردن فشار و در جریان ګذاشته و منطق سخن را عام کردن است. ( اشتباه نه شود که منظور من افشاء ګری مسایل محرم دولتی و یا حل مسایل مشخص بین کارمندان حاکمیت از طریق میدیا نیست.)
به صورت مشخص برای تربیت دیګر کارکنان دولت، اصلاح شان و بخاطر کسب حاکمیت بر قلوب ملت و کسب مساعدت و سهم شان در سرنوشت شان و قضاوت مشخص ایشان پيشنهاد دارم که ګزارش های ب
بطع مختلف کار خویش به . یک مثال مشخص ذیلاً می اورم:
من احمد ضیاء مسعود از تاریخ ...الی .... به حیث نمایندهء خاص رئيس جمهور برای حکومتداری خوب انتصاب ګردیدم.
توافق ما برنامه محور بود.
برنامهء توافق شده:....
به مجرد رسيدن به شغل با هشتاد كارمند در رتبه های .... مدت یک سال به طور متوسط مبلغ .... مصارف و درسال دوم به طور متوسط به مقدار.... مصارف از طریق دفتر ما صورت ګرفت.
٨٠ مأمور من مصروف .... کارها بودند.
من در.... نشست کاري با ..... مراجع و .... نشست در داخل اداره خود و به تعداد ...... طرح های سازنده را برای دولتداری خوب جمع اوری و روی دست ګرفتیم.
طرحهای .... به تاریخ ... بخاطر دولتداری. خوب به مراجع بلند دولتی سپردم و در مقابل تدبېر ... جوانب ذیربط اتخاذ کردند و چنین خطاء و خرابی چنین... اصلاح صورت کرفت. در برابر تدبیر..... جواب این..... بود.
من قناعت کردم/ قناعت نه کردو چرا نه کردم .... ؟
به تاریخ ..... باز طرح اصلاحات و حکومتداری خوب دادیم: طرح ها درنتیجه موفق شدیم که برنامه های ...... را برای حکومتداری خوب روی دست بګیریم و درنتیجه به این رسیدم که باشرایط هدفیکه تعین شده بنابر این عوامل: .... قابل اجرا نیست، این اداره را بنا بر این عوامل:.... دیکر ضرورت نمی بینم :.... و یا میبینم. عوامل:....
چون دلایل خود را ګفتم ملت عزیز مجبورم استعفا بدهم تا فرصت را به شخص مناسبتر و یا مانع مصارف اضافی شوم.
بعد از چنین تحلیل و ارزیابی اګر رئيس حکومت باشم معتقدم که ازین حاکمیت فعلی بهتر کار میکنم و برنامه های بهتر دارم.
لذا بخاطر خدمت به شما ملت و اینکه در انتخابات اینده اشتراک میکنم و حکومت در خدمت شما ساختن میخواهم
لذا اینک حال حکومت سایه ( شدو گورمنت) خود را مانند مثلا کشور انګلستان اعلان میکنیم که این حکومت در تمام بخش های سکتوری حکومت فعلی افغانستان شخص مسول و م‌ؤظف خواهد داشت و در برابر تمام برنامه های حاکمیت فعلی برنامه و راه های بهتر مسایل را مطرح خواهد کرد تا ملت به سبک کار و برنامه هاما باور پيدا کند و در انتخابات اینده ملت ما را به زعامت سیاسی خویش برګزیند و زمام امور را بدست بګیریم.
حالا توافق ما این بود که من از حاکمیت جناب اشرف غنی حمایت میکنم و وی من را به این پست ارشد دولتی گماشت. من از حمایت شان دست برداشتم و وی من را منفک کرد. مبارزه بخاطر خدمت به ملت ادامه دارد. تشکر
ما به چنین ګزارش ها از همه کارمندان ارشد دولتی میخواهیم و این حق ماست. این نوع ګزارشات فرصت قضاوت نیک و سازنده بدون پيشداوری ها و تعصبات قومی، سمتی و ګروهی را برای ملت خواهد داد و ملت نوکران، خادمان و بی کفایتان مفت خور را از هم تفکیک نموده که در نتیجه حقایق را خارج از وهم و ګمان زنی خود بشناسیم وبرای دیګران نیز معرفی و پيشکش کنیم.
ما را با دادن حقایق کمک کنید تا شما خدمتګاران ملت و صادقان ملت و امر خیر راکمک کنیم.
پایان بی پایان
۱۹/۴/۲۰۱۷
tags

ستاسې تبصرې

*

Top